امروز بالاخره ،پس از روزها دوری از خونه و بعد از اینکه پیرم سر انجام دادن 3 تا ، تاکید میکنم 3 تا!،پروژه کت و کلفت که در عرض دو هفته بستیمشون در اومد ،برگشتم .
جالب بود روز آخری همه کارامون طلسم شده بود ، نه که به این اراجیف بعضآ نا اراجیف معتقد باشما ، نه ! اما خداییش همه چیز دست به دست هم داده بود تا کارا انجام نشن .
من هم یه کاری کردم که دیگه دنیا هوس نکنه یه همچین بلایی سرمون بیاره ، آخه شما بگین ،روز آخری که میخوای کارا رو پرینت بگیری باس سیستمت ویروسی شه که مجبور بشی ویندوزشو عوض کنی و بعد همه فونتا بهم بریزه و مجبور شی ادسر همه چیزو مرتب کنی و یهویی ببینی که ای وای! ساعت شده ده و نیم نصف شب! پرینتیه هم بسته !
فقط باس بگی به به !
حالا بماند که واسه انجام دادن همین کارا مجبور شده باشی دو تا جلسه مهم پولساز رو بپیچونی!
عجیب دنیاییه
بازم باس تکرار کنیم :
لیکن چه چاره با شانس گمراه!